شمس الدين حافظ
362
سفينه حافظ ( فارسى )
حرف « ع » داراى 4 غزل [ بفرّ دولت گيتىفروز شاهشجاع ] 1 * [ 1 ] شماره مسلسل 426 بفرّ دولت گيتىفروز شاهشجاع * كه هست در نظر من جهان حقير متاع صراحئى و حريفى خوشم ز دنيا بس * كه غير از اين همه اسباب تفرقهست و صداع ز مسجدم بخرابات مىفرستد عشق * بسر همىروم اى جان نمىكنيم نزاع بسست ورد شبانه « 1 » مى مغانه بيار * حريف باده رسيد اى رفيق توبه وداع هنر نمىخرد ايام و غير از اينم نيست * كجا روم به تجارت بدين كساد متاع بيار مى كه چو خورشيد مشعل افروزد * رسد بكلبهء درويش نيز فيض شعاع جبين و چهره حافظ خدا جدا نكناد * ز خاك بارگه كبرياى شاه شجاع [ 292 قسم به حشمت و جاه و جلال شاهشجاع ] 2 شماره مسلسل 427 قسم به حشمت و جاه و جلال شاهشجاع * كه نيست با كسم از بهر مال و جاه نزاع بفيض جرعهء جام تو تشنهايم ولى * نمىكنيم دليرى نمىدهيم صداع « 2 » خداى را بميم شستوشوى خرقه كنيد * كه من نمىشنوم بوى خير از اين اوضاع ببين كه رقص كنان مىرود بنالهء چنگ * كسى كه اذن نمىدادى « 3 » استماع سماع « 4 » بعاشقان نظرى كن بشكر اين نعمت * كه من غلام مطيعم تو پادشاه مطاع برو اديب و نصيحت مگو كه ديگر تو * نبينيم پس از اين هيچگه بكنج بقاع « 5 »
--> ( 1 ) در بعضى نسخ بجاى « بس است ورد شبانه » ، شراب خانگيم بس ، آمده است . ( 2 ) دردسر ( 3 ) « رخصه نفرمودى » بجاى « اذن نمىدادى » در بعضى نسخ آمده ( 4 ) گوش دادن بموسيقى ( 5 ) بقاع جمع بقعه و بمعنى خانقه و محل دفن اولياء . [ 1 ] پاورقى غزل 1 - اين غزل را حافظ در زمان شاه شجاع و گسترش بساط عيش و نوش سروده است .